ورود کاربران

عید سعید مبعث خاتم ألأنبیاء بر مسلمانان جهان مبارکباد


در جهان و در عوالم بالا و بلكه در كلّ خلقت، حادثه و خبرى بزرگتر از مبعوث شدن «پيامبر اكرم»  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله به رسالت نبوده و نخواهد بود. پيامبر اكرم صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله در سر كوه حراء در سرزمين ابطح خوابيده بود و على بن ابيطالب عليه‏ السلام طرف راست او و جعفر بن ابيطالب طرف چپ او و حمزة بن عبدالمطلب پائين پاى او همه خوابيده بودند.حمزه و جعفر نمى‏ دانستند چه حادثه ‏اى در خصوص «پيامبر اكرم»  صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله اتّفاق مى‏ افتد.

حضرت جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل از جانب پروردگار نازل شدند.و چون حضرت جبرئيل معرفتش به «رسول اكرم»  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله و «على بن ابيطالب»  عليه‏ السلام بيشتر بود از آن دو ملك ديگر مقرّبتر بوده و عظمتش بيشتر بود.

لذا او جلو رفت و بازوى حضرت «پيامبر اكرم»  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله را گرفت و گفت: بخوان. پيامبر اكرم  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله فرمود: چه بخوانم؟ از كجا شروع كنم؟ جبرئيل آغوش محبّت را باز كرد و آن حضرت را در بغل گرفت و سه مرتبه فشار داد و عرض كرد:بخوان. به نام پروردگارت بخوان. به نام آن خدائى كه خلق كرد، خلق كرد انسان را از خون بسته، بخوان و بدان كه خدايت اكرام كننده و كرم كننده است. آن خدائى كه بوسيله‏ ى قلم تعليم داده و به انسان آنچه را كه نمى‏ دانسته ياد داده است. «اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذى خَلَقَ(1) خَلَقَ الاِْنْسانَ مِنْ عَلَقٍ (2) اِقْرَأْ وَ رَبُّكَ الاَْكْرَمُ (3) اَلَّذى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4) عَلَّمَ الاِْنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ(5)».

پيغمبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله همان گونه كه خداى تعالى مى ‏خواست با  كمال آرامش و بدون اضطراب اين آيات را خواند و از همين جا بعثت خاتم انبياء  صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله آغاز شد، او به عنوان پيامبر رحمت، پيامبر خاتم، پيامبر جنّ و انس، به جهان هستى معرّفى شد. رسول خدا صلى‏الله ‏عليه‏ و‏آله سر به سجده گذاشت و شكر خداى تعالى را كرد سپس آن حضرت از كوه حَرا پائين آمد. در و ديوار و درخت و گياه به زبان فصيح به او مى‏ گفتند: «السّلام عليك يا رسول اللّه» و آنچنان عظمت و هيبتى پيدا كرده بود كه كسى نمى ‏توانست به او خيره شود...2

بالاخره پيامبر اكرم صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله وقتى مطالبش را با على بن ابيطالب عليه‏ السلام در ميان گذاشت آن حضرت فورا ايمان خود را اظهار كرد پس از آن ابتداء به خانه‏ ى خديجه آمد. حضرت خديجه وقتى چشمش به رسول اكرم صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله افتاد و ديد نور عظيمى از چهره‏ ى آن حضرت هويدا است عرض كرد: اين چه نورى است كه در تو مشاهده مى‏ كنم؟ فرمود: اين نور نبوّت است بگو: «لااله ‏الاّ اللّه و محمّد رسول اللّه» خديجه شهادتين را گفت و عرض كرد كه: من سالها است انتظار اين لحظه را دارم و چون كار بزرگى به آن حضرت محوّل شده بود مانند خستگان از نظر بدنى نياز به استراحت داشت لذا فرمود: مرا به ردائى بپوشانيد تا من قدرى استراحت كنم. حضرت خديجه او را پوشانيد و او استراحت كرد.

 

ولى چيزى نگذشت كه خداى تعالى به او فرمود:«يا اَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ (1) قُمْ فَاَنْذِرْ (2) وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ» يعنى اى ردا به خود پيچيده برخيز و مردم را از نتائج اعمال بدشان بترسان. و پروردگارت را بزرگ معرّفى كن و تكبير بگو. حضرت خاتم انبياء صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله از جا برخاست و انگشتان خود را به گوش گذاشت و با صداى هر چه بلندتر فرياد زد: «اللّه اكبر» «اللّه اكبر» صداى آن حضرت به گوش همه رسيد. حضرت خديجه وقتى اين مناظر حيرت‏ انگيز را مشاهده كرد از شوهرش اجازه گرفت و فورا به نزد پسرعمويش ورقة بن نوفل رفت و جريان را به او گفت. ورقه گفت: اگر راست بگوئى ناموس اكبر بر او نازل شده آنچنان كه بر حضرت موسى نازل شد و او پيامبر اين مردم است. و وقتى هم كه در مسجدالحرام ورقة «پيامبر اكرم»  صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله را ديد به آن حضرت عرض كرد: به خدا قسم كه تو پيامبر اين امّتى اى كاش من زنده باشم و تو را يارى كنم ولى او پس از چند روز از دنيا رفت و پيامبر اكرم صلى‏ الله ‏عليه ‏و‏آله بعد از مرگ او فرمود: من او را در بهشت مى‏ بينم كه لباس سبزى پوشيده است او به من ايمان آورد و مرا تصديق كرد.

فرداى آن روز در غار حراء جبرئيل باز به آن حضرت نازل شد و دستور نماز را براى پيامبر آورده بود. كه آن حضرت نماز ظهر را با حضرت على بن ابيطالب عليه ‏السلام خواند و سپس به خانه رفت و نماز عصر را با حضرت «خديجه» و «على» عليه‏ السلام به جماعت خواندند.

حضرت ابوطالب و حضرت جعفربن ابيطالب نيز از آنها متابعت نمودند. بنابراين در ميان مردان حضرت على  عليه ‏السلام و در ميان زنان حضرت خديجه اوّل كسانى بودند كه به صورت ظاهر به پيامبر اكرم  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله ايمان آورده بودند و على بن ابيطالب  عليه‏ السلام از عوالم قبل داراى اين ايمان بوده است.(3)

پی نوشت:

1- رسول اکرم صلی الله علیه و آله، استاد سید حسن ابطحی، ص40

2- همان، ص44

3- همان، ص55

اشتراک نشریات رایگان

سامانه پاسخگویی